|
|
|
|
|
روزي روزگاري دو فرشته کوچک در سفر بودند . يک شب به منزل فردي ثروتمند رسيدند و از صاحبخانه اجازه خواستند تا شب را در آنجا سپري کنند . آن خانواده بسيار بي ادبانه برخورد کردند و اجازه نداند تا آن دو فرشته در اتاق ميهمانان ....
دوستان خوب و مهربانم برای دیدن این داستان جالب و زیبا بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
پيشگوئيهاى نوسترآداموس و انقلاب جهانى امام مهدى(عج)
... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مىشود.1 ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
During a momentous battle, a Japanese general decided to attack even though his army was greatly outnumbered. He was confident they would win, but his men were filled with doubt. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
پیرمردی صبح زود از خانه اش بیرون آمد.پیاده رو در دست تعمیر بود به همین خاطر در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان یک ماشین به او زد.مرد به زمین افتاد.مردم دورش جمع شدند واو را به بیمارستان رساندند پس از پانسمان زخم ها، پرستاران به او گفتند که آماده عکسبرداری از استخوان بشود.پیرمرد در فکر فرو رفت.سپس بلند شد ولنگ لنگان به سمت در رفت و در همان حال گفت:.... دوستان خوبم برای دیدن ادامه ی این داستان بسیار جالب بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Birds' eggs differ in size and colour, but in other ways they are similar. Inside a hard, oval shell is the white, the fluid that protects the yolk ....
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Success - Socrates A young man asked Socrates the secret of success. Socrates told the young man to meet him near the river the next morning. ... دوست مهربانم براي ديدن ادامه ي اين داستان زيبا و ترجمه ي آن بر روي ادامه ي مطلب كليك كن ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
A man dies and goes to Hell. The Devil meets him at the gates and says "There are three rooms here. You can choose which one you want to spend eternity in ". The Devil takes him to the first room where there are people hanging from the walls by their wrists and obviously in agony. ... دوست خوبم برای دیدن ترجمه ی کلمات سخت کافیست موس را بر روی آن ها نگاه دارید ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Shakespeare: شکسپير: ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Birds are flying animals whose bodies are covered with FEATHERS. They are warm-blooded. .... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Fred works in a factory. He does not have a wife, and he gets quite a lot of money every week. He loves cars, and has a new one every year. He likes driving very fast, and he always buys small, fast, red cars. He sometimes takes his mother out in them, and then she always says, 'But, Fred, why do you drive these cars? We're almost sitting on the road!' ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
You have to live moment to moment, you Have to live each moment as if it is the last Moment. So don't waste it in quarreling, in Nagging or in fighting. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Joe Richards finished school when he was 18, and then his father said to him, 'You've passed your examinations now,Joe, and you got good marks in them. Now go and get some good work. They're looking for clever people at the bank in the town. The clerks there get quite a IN of money now... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
هر كه خالصترين عباداتش را نزد خداوند بفرستد، او بهترين مصلحتش را براى او مقدّر مىفرمايد.
If someone sends his pure prayer up to Allah, Allah will send down best welfare to him. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
As much as I love you ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
A famous scientist was on his way to a lecture in yet another university when his chauffeur offered an idea. "Hey, boss, I’ve heard your speech so many times I bet I could deliver it and give you the night off. Sounds great, " the scientist said. .... دوست خوبم برای دیدن ترجمه ی کلمات سخت کافیست موس را بر روی آن ها نگاه دارید ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
A little boy went into a drug store, reached for a soda carton and pulled it over to the telephone. He climbed onto the carton so that he could reach the buttons on the phone and proceeded to punch in seven digits... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
منظومه شمسی نه سیاره اصلی تعداد زیادی قمر طبیعی (اقمار) ، تعداد زیادی سیارکها ، تعداد نامعلومی ستارههای دنبالهدار به همراه شهابها ، شهاب سنگها به دور خورشید در حال گسترش هستند. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
1-Every person has cancer cells in the body. These cancer cells do not show up in the standard tests until they have multiplied to a few billion. When doctors tell cancer patients that there are no more cancer cells in their bodies after treatment, it just means the tests are unable to detect the cancer cells because they have not reached the detectable size. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
A long time ago, there was an Emperor who told his horseman that if he could ride on his horse and cover as much land area as he likes, then the Emperor would give him the area of land he has covered... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
ساختمان کتابخانه انگلستان قدیمی است و تعمیر آن نیز فایده ای ندارد . قرار بر این شد کتابخانه جدیدی ساخته شود . اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید ؛ کارمندان کتابخانه برای انتقال میلیون ها جلد کتاب دچار مشکلات دیگر شدند...
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
An older gentleman was playing a round of golf. Suddenly his ball sliced and landed in a shallow pond. As he was attempting to retrieve the ball he discovered a frog who ... دوست خوبم برای دیدن ترجمه ی کلمات سخت این داستان کافیست موس را بر روی آن ها نگاه دارید ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
يك بازرگان موفق و ثروتمند ،از یک ماهي گير شاد که در روستایی در مکزیک زندگی می کرد و هرروز تعدادکمی ماهی صید می کرد و می فروخت پرسيد : چقدر طول می كشد تا چند تا ماهي بگیری ؟ ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Does Love need a Reason...?? Some people never understand .... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
۱. به او بگویید دوستش دارید حتی اگر اشتباه کند.
هیچگاه به فرزندتان نگویید چقدر تو بد هستی. شما با این کار شخصیت او را خرد میکنید. به او کمک کنید تا متوجه شود شما از رفتار او ناراضی هستید و همین رفتار بد و ناشایست اوست که شما را آزرده است، نه شخص او. باید کاری کنید تا فرزندتان احساس کند که با تمام وجود ..... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي و گفتي ميگ ميگ.. . . ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
The moment a child is born زمانیکه یک بچه متولد میشه مادر نیز متولد میشه |
||
|
|
|
|
|
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ » رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
پیلهای از درخت بر زمین افتاد. روزنهای در این پیله پیدا بود؛ روزنهای كه به پنجرهای میمانست. موجودی به نام «كرم كوچك ابریشم»، كه تمام عمر، قفس بافته بود، اینك به فكر پریدن بود. كرم كوچك ابریشم، كه اینك با اعتماد به بالهای خویش، بیترس و تردید، پیله را میكاوید، چشم خود را به خورشید دوخت و لبخندی زد. نور، نخستین چیزی بود كه او میدید. پنجرهی پیله گشوده شد و ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
One day a student was taking a very difficult essay exam. At the end of the test, the prof asked all the students to put their pencils down and immediately hand in their tests. .... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
I am your humble دوستان خوبم برای دیدن بقیه ی جملات بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||