|
|
|
|
|
We know about animals that became extinct millions of years ago because scientists have found their fossils. A fossil is an animal's skeleton preserved in rock. This happens when its body becomes covered in mud. The mud gradually buries the skeleton and turns into rock around it. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
... شب، بلندی های کوه را تماماً در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
"When you love somebody, your eyelashes go up and down and little stars come out of you." ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
امروز سالروز در گذشت مخترع sms است. براي شادي روحش 3 تا اس ام اس بلند بفرست! نمي دونم کي اون روز مياد که ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Amphibians are cold-blooded animals that can live either in the water or on land. Even when they live on land, they must never be far from water. Their eggs need moisture. Their larvae, called TADPOLES, swim in pools and streams until they change into adult amphibians. The adults can live on land. They usually have to stay in damp places, however, so that they do not dry up. .... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
If reward is the goal of religion, if patriotism serves self-interest, and if education is pursued for advancement, then I would prefer to be a nonbeliever, a non-patriot, and a humbly ignorant man. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Mr Robinson never went to a dentist, because he was afraid:' but then his teeth began hurting a lot, and he went to a dentist. The dentist did a lot of work in his mouth for a long time. On the last day Mr Robinson said to him, 'How much is all this work going to cost?' The dentist said, 'Twenty-five pounds,' but he did not ask him for the money. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
يك آهنگ زيبا از كريس دي برگ (با ترجمهي فارسي) براي كساني كه دوست دارند انگليسي را راحت و سريعتر ياد بگيرند ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Like a pillar of light Man stood amidst the ruins of Babylon,nineveh,palmyra and pompeii, and as he stood ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
The apes are man's closest relations. Apes can be distinguished from monkeys because they have long arms and no tail. The Barbary ape of Gibraltar is really a monkey with a very small tail. Apes can stand upright but usually walk about on all fours. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دانشمندان دریافته اند که جهان در۱۵ میلیارد سال قبل براثر انفجار یک ماده با جرمی بسیار زیاد معادل آنچه در هستی وجود دارد، بوجود آمده است. در این فضای بیکران میلیاردها کهکشان، منظومه، ستاره، سحابی (توده های عظیم گاز)، سیاه چالهای فضایی و ....
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
روزی یک مرد ثروتمند، پسر کوجکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند
... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
I asked god to take away my habit از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد. خدافرمود:خودت باید آن ها را رها کنی. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment. مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
دختر جواني از مكزيك براي يك مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد. پس از دو ماه، نامه اي از نامزد مكزيكي خود دريافت مي كند به اين مضمون: لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم كه دراين مدت ده بار به توخيانت كرده ام !!! ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
و چقدر سخت است , که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم…
می تونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟ ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشندهي مهربان In the name of Allah the merciful and the compassionate ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Some friends forget ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشندهي مهربان In the name of Allah the merciful and the compassionate ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
Mrs Harris lives in a small village. Her husband is dead, but she has one son. He is twenty-one, and his name is Geoff. He worked in the shop in the village and lived with his mother, but then he got work in a town and went and lived there. Its name was Greensea. يك داستان ساده البته با ترجمه براي كساني كه دوست دارند انگليسي را راحت تر ياد بگيرند ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشندهي مهربان In the name of Allah the merciful and the compassionate ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشندهي مهربان In the name of Allah the merciful and the compassionate ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. مردی در کنارش نشسته بود ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشندهي مهربان In the name of Allah the merciful and the compassionate ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد.در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش ، نداشتههاش رو از خدا طلب میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد. خانمی که ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشندهي مهربان In the name of Allah the merciful and the compassionate ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشندهي مهربان In the name of Allah the merciful and the compassionate ادامه مطلب |
||