|
|
|
|
|
امروز دو نفر از من آدرس و شماره تورو از من میخاستن منم بهشون دادم یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت سال نو مبارک
... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
در جزيره Tazmanya واقع در جنوب شرقي استراليا و نيز در منطقه Gippsland اين کشور، عروس و داماد حين جشن عروسي روي حصيري که در ميانه مجلس پهن شده، در برابر ميهمانان اولين رابطه جنسي خود را برقرار مي کنند. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
چرا كه سال فقط 365 روز است. در حالی كه:
1) سال 52 جمعه داریم و میدانید كه جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد
Open the windows, because of breeze is celebrating the birth of Acacias. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پسرکي بود که مي خواست خدا را ملاقات کند، او مي دانست تا رسيدن به خدا بايد راه دور و درازي بپيمايد. به همين دليل چمداني برداشت و درون آن را پر از ساندويچ و نوشابه کرد و بي آنکه به کسي چيزي بگويد، سفر را شروع کرد. چند کوچه آنطرفتر ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
به علت کسري اس ام اس جديد براي ارسال، پيشاپيش نوروز 1388 را تبريک مي گوييم. انجمن صنفي بيکاران اس ام اس بفرست! ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
مردی هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم هم حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکی از طلا بود و یکی از نقره. اما مرد گدا همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهمید، برادرکوچکش سخت مریض است و پولی هم برای مداوای آن ندارند. پدر به تازگی کارش رااز دست داده بود و نمیتوانست هزینه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
love is wide ocean that joins two shores عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند ميدهد ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
"دیگو" با اقیانوس آشنا نبود. "سانتیاگو" او را برد تا اقیانوس را کشف کنند. روزها به سوی جنوب سفر کردند. عصر یک روز، "سانتیاگو" به " دیاگو" گفت:
... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
A blonde and a lawyer sit next to each other on a plane یک خانم بلوند و یک وکیل در هواپیما کنار هم نشسته بودند. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
در انگلستان موفقيت مدير را بر اساس پيشرفت مادي و اقتصادي مجموعه تحت مديريتش ميسنجند، در ايران موفقيت يک مدير را نميسنجند، خود مدير بودن نشانهاي از موفقيت محسوب ميشود .
... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
A: Why are all those people running? ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند . روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ٬ کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت :
... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
روزی دست پسر بچه ای که در خانه با گلدان کوچکی بازی می کرد، در آن گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد. .... ادامه مطلب |
||